بسیاری از مشتریان در مراحل اولیه با مشکلاتی مواجه میشوند: یا دستگاههای تک-حسگر را انتخاب میکنند که در باران یا مه کاملاً خراب میشوند. یا ماژول ضربه لیزری دارای قدرت بیش از حد است و به طور تصادفی به تجهیزات غیرنظامی مجاور آسیب می رساند. یا سیستم سازگاری ضعیفی دارد و نمی تواند با پلتفرم های امنیتی موجود یکپارچه شود. امروز، منطق اصلی سیستمهای شناسایی و حمله هواپیماهای بدون سرنشین را از سه بعد تجزیه میکنیم: «اصول فنی + پیادهسازی عملی + راهنمای اجتناب از دام»، که به شما کمک میکند از این مشکلات در انتخاب و استقرار اجتناب کنید.

一، درک کنید: نقطه درد اصلی دفاع هوایی در ارتفاع پایین-«قابلیت» نیست بلکه «دقت» است. در پروژههای واقعی، مشکلات فرکانس بالا-که ما با آن مواجه میشویم بسیار فراتر از «تشخیص هواپیماهای بدون سرنشین» است: در پارکهای صنعتی حومه شهر، رادارهای سنتی پرندگان و بادبادکها را بهعنوان تهدید ارزیابی نمیکنند، ماهانه دهها هشدار نادرست ایجاد میکنند، و پرسنل امنیتی را دائماً در حال حرکت نگه میدارند. در نواحی مرکزی شهری، تأسیسات انرژی توسط ساختمانهای متراکم-بلند احاطه شدهاند که به هواپیماهای بدون سرنشین اجازه میدهند در ارتفاعات پایین از میان شکافهای بین ساختمانها نفوذ کنند و آنها را کاملاً توسط تجهیزات نوری غیرقابل شناسایی میکند. در طول{4}}امنیت رویداد در مقیاس بزرگ، پهپادهای غیرقانونی اغلب مانند "چریکها" عمل میکنند-که به سرعت شناور میشوند و فوراً حرکت میکنند و پاسخ دستی را غیرممکن میکنند-در زمان انجام واکنش، آنها قبلاً وارد منطقه اصلی شدهاند. این نقاط درد به ما میگویند که یک سیستم دفاعی در ارتفاع پایین خوب باید «سه دقت»-تشخیص دقیق (بدون قضاوت نادرست)، شناسایی دقیق (تشخیص نوع) و پاسخ دقیق (بدون اختلال) را حل کند. این همچنین یک گلوگاه است که سیستمهای تجهیزاتی سنتی هرگز نمیتوانند بر آن غلبه کنند.
2, تشخیص و درک: فقط به "شعاع پوشش" نگاه نکنید، این 3 جزئیات مهم تر هستند
(1) همجوشی حسگرهای چندوجهی: این فقط در مورد مونتاژ تجهیزات نیست، بلکه در مورد "تکمیل نقاط ضعف" است. به عنوان مثال، تشخیص فرکانس رادیویی (باندهای فرکانسی اصلی 2.4 گیگاهرتز/5.8 گیگاهرتز) مسئول هشدار زودهنگام برد بلند است، اما در هنگام مواجهه با هواپیماهای بدون سرنشین بی صدا از کار می افتد. در این مورد، تصویربرداری حرارتی مادون قرمز باید ادامه داشته باشد-در پروژه زمستانی شمالی ما، ما متوجه شدیم که در یک محیط -10 درجه، فاصله تشخیص ماژول مادون قرمز تا 20% کاهش مییابد، بنابراین تجهیزاتی با عملکرد "جبران دمای پایین" باید انتخاب شوند، در غیر این صورت اتلاف تلاش است.
(2) "عملی بودن" تشخیص هوش مصنوعی: مهم نیست که دقت تشخیص در آزمایشگاه چقدر بالا باشد، در محیط های پیچیده به خطر می افتد. هنگامی که ما سیستم خود را در زندان مستقر کردیم، نرخ طبقهبندی اشتباه اولیه تا 8 درصد بود (بیشتر پرندگان را با هواپیماهای بدون سرنشین اشتباه میگرفتند). بعداً با بارگذاری بیش از 3000 نمونه پرنده، بادبادک و هواپیماهای بدون سرنشین در حریم هوایی محلی و بازآموزی مدل، نرخ طبقهبندی اشتباه به 0.2 درصد کاهش یافت. بنابراین، هنگام انتخاب تجهیزات، بسیار مهم است که از فروشنده بپرسید که آیا از سفارشیسازی مدل مبتنی بر سناریو- پشتیبانی میکند، نه اینکه صرفاً "دقت 99٪" را مشاهده کنید.
(3) "پایداری" سیستمهای شبکهای: امنیت منطقه وسیع{{1} (مانند مناطق مرزی یا پارکهای بزرگ) به شبکههای چند دستگاهی نیاز دارد، جایی که "قابلیت خود-درمانی" شبکه مش بسیار مهم است. ما در یک پروژه کوهستانی با یک قطع برق واحد مواجه شدیم. خوشبختانه، این سیستم از تعویض خودکار پشتیبانی میکند و از هرگونه نقطه کور در امنیت جلوگیری میکند. توصیه میکنیم راهحل شبکهای را انتخاب کنید که از «نقطه شکست مجدد» و «تعادل بار پویا» پشتیبانی میکند تا از نقاط شکست منفرد جلوگیری شود.
3، ضربه و پاسخ: پاسخ سطحی، اجتناب از رویکرد "یک-اندازه-براساس{3}}همه"
اصل اصلی حملات "حداقل خسارت" است. سناریوهای مختلف راه حل های متفاوتی را می طلبد. این بر اساس تجربه ما پس از چندین شکست است:
(1) رهگیری تداخل الکترونیکی: مناسب برای پهپادهای غیرنظامی که به طور غیرقانونی عمل می کنند (مانند هواپیماهای بدون سرنشین که به داخل پارک ها نفوذ می کنند)، اما "شلیک جهت دار" بسیار مهم است. در یک پروژه منطقه تجاری، ما در ابتدا از پارازیت همه جانبه استفاده کردیم که منجر به وقفه در سیگنال های تلفن همراه برای ساکنان اطراف شد. پس از دریافت شکایات، ما به تجهیزات باریک-تجهیزات پرتوی تغییر کردیم، و به طور موثر برد را تا 800 متر کنترل کردیم و مشکل هواپیمای بدون سرنشین را بدون تأثیر بر ارتباطات اطراف حل کردیم.
(2) ضربه دقیق لیزری: فقط برای اهداف با{1} تهدید بالا (مانند هواپیماهای بدون سرنشین حامل محموله های خطرناک) مناسب است. در عمل، ما دریافتیم که فاصله بهینه ضربه لیزر 50-300 متر است. فراتر از 300 متر، سرعت باد بر راندمان آسیب تأثیر می گذارد و آن را تا 50 درصد کاهش می دهد. علاوه بر این، توان باید به صورت دینامیکی تنظیم شود. 50W برای پهپادهای چند روتور کوچک کافی است، در حالی که برای پهپادهای بزرگ با بال ثابت بیش از 100 وات لازم است تا از قدرت ناکافی برای حذف یا قدرت بیش از حد که باعث آتشسوزی میشود، جلوگیری شود.
(3) ضبط-بر اساس رهگیری: روش ارجح برای فرودگاه ها و مناطق پرجمعیت. در طی یک عملیات امنیتی کنسرت، ما از یک دستگاه ضبط شبکه-برای رهگیری دو هواپیمای بدون سرنشین استفاده کردیم و شواهدی را حفظ کردیم و از تصادف و زخمی شدن آنها جلوگیری کردیم. با این حال، بسیار مهم است که زاویه پرتاب دستگاه ضبط با مسیر پرواز پهپاد مطابقت داشته باشد و یک "کانال رهگیری" باید از قبل تنظیم شود-. در غیر این صورت، از دست دادن هدف آسان است.

4. پیاده سازی صنعت: راه حل های سفارشی برای سناریوهای مختلف
هیچ یک-اندازه-براساس-همه سیستم وجود ندارد، فقط راه حل های مناسب وجود دارد. بر اساس تجربه پروژه خود، ما تکنیک های استقرار را برای چهار سناریو اصلی به اشتراک می گذاریم:
(1) نظارت قضایی (زندانها/ بازداشتگاهها): تمرکز بر جلوگیری از "اهداف کم-ارتفاع پایین، سرعت کم-کوچک" (مانند پهپادهای کوچک حامل کالای قاچاق) است. بنابراین، "رادار نقطه کور در ارتفاع کم" (ارتفاع شناسایی 0-500 متر) باید در اطراف محیط مستقر شود، همراه با اقدامات متقابل قابل حمل اسلحه - افسران می توانند به سرعت پاسخ دهند و ظرف 8 دقیقه رهگیری کنند. علاوه بر این، باید به یک سیستم پارازیت سیگنال زمینی متصل شود تا ارتباط ارتباطی پهپاد با دنیای خارج قطع شود.
(2) تأسیسات انرژی (نیروگاه های هسته ای / خطوط لوله نفت و گاز): اغلب در مناطق دورافتاده با محیط های پیچیده (باران، مه، طوفان های شن) واقع شده اند، هنگام انتخاب تجهیزات باید «رتبه حفاظت» (حداقل IP65) در اولویت قرار گیرد. ماژول ضربه لیزری همچنین باید یک "ضد-فیلتر تداخل" داشته باشد تا از تاثیر طوفان های شن بر دقت هدف گیری جلوگیری کند.
(3)رویدادهای-در مقیاس بزرگ/هابهای حملونقل: تراکم جمعیت بالا مستلزم واکنش سریع و ایمن است. ترکیبی از تجهیزات ثابت و گشتهای متحرک توصیه میشود-تجهیزات ثابت مناطق کلیدی را پوشش میدهند (به عنوان مثال، فضای هوایی بالای محل برگزاری)، در حالی که تیمهای سیار با تجهیزات متقابل قابل حمل گشتزنی میکنند که میتوانند در عرض 3 دقیقه پس از شناسایی هدف به مقصد برسند و پاسخ دهند.
(4)رویدادهای-در مقیاس بزرگ/هابهای حملونقل: تراکم جمعیت بالا مستلزم واکنش سریع و ایمن است. ترکیبی از تجهیزات ثابت و گشتهای متحرک توصیه میشود-تجهیزات ثابت مناطق کلیدی را پوشش میدهند (به عنوان مثال، فضای هوایی بالای محل برگزاری)، در حالی که تیمهای سیار با تجهیزات متقابل قابل حمل گشتزنی میکنند که میتوانند در عرض 3 دقیقه پس از شناسایی هدف به مقصد برسند و پاسخ دهند.
(5) دفاع مرزی/ساحلی: پوشش مسافتهای طولانی نیازمند شبکهسازی چند سیستم-و انرژی خورشیدی است. در یک پروژه مرزی، ما از 10 مجموعه تجهیزات برای شبکه سازی و پوشش 50 کیلومتر مرز، استفاده از انرژی خورشیدی برای حل قطعی برق در مناطق دورافتاده و پشتیبانی از کنترل از راه دور برای کاهش هزینه های بازرسی دستی استفاده کردیم.
در نهایت، میخواهم تأکید کنم که دفاع در ارتفاع پایین «هرچه فناوری پیشرفتهتر، بهتر» نیست، بلکه «هرچه مناسبتر باشد، قابل اعتمادتر است» نیست. بهعنوان حرفهای، مشتریان زیادی را دیدهایم که هزینههای زیادی را صرف خرید تجهیزات پیشرفته-میکنند که آنها را بیکار میکنند زیرا برای سناریوهای آنها مناسب نیست. ما همچنین مواردی را دیدهایم که بودجههای محدود، از طریق انتخاب دقیق، به دفاع کامل دست یافتند. امیدواریم این راهنمای عملی به شما کمک کند که از دامها اجتناب کنید و واقعاً راهحل دفاعی مناسب در ارتفاع پایین-را برای نیازهای خود انتخاب کنید-در آخر، هسته اصلی حفاظت از ایمنی هرگز گران بودن تجهیزات نیست، بلکه پایداری آن در زمین است.